« فرقی نمی کنه | صفحه اصلي | ما امشب تنهاییم! »
یه افسانه
تقریبا سه سال پیش حدودا همین روزا بود که 9 تا بچه اول راهنمایی،تصمیم گرفتن با هم یک گروه تشکیل بدن و اسمش رو بذارن((تخم مرغ ها)).خیلی ها ازشون طرفداری کردن و خیلی ها هم از حسودی مردن.ولی این 9 نفر با هم موندن و...موندن.و تا جایی که تونستن همه پشت هم ایستادن.تقریبا اخرای سال که قرار بود 6 نفر از این 9 نفربرن اردوی اخر سال(کاشان)،این 6 نفر بچه دلشون برای 3 نفری که نیومده بودن سوخت.خیلی اونجا برای اون 3 نفر گریه کردن و دوست داشتن همه با هم بودن. بالاخره امتحانات ترم دوم شروع....بعد تموم وتابستون شروع و....وتابستون تموم شد.شاید هیچ کدوم از این زرده تخم مرغی ها فکر نمی کرد که همه دوباره توی یه کلاس نزدیک بهم خواهند نشست.لحظه ای که کنار هم توی یه کلاس نشستن ،تصمیم گرفتن با هم ،مثل گذشته،همراه هم مثل همیشه،پشت هم مثل سال گذشته بمونن.وسط های سال که رسید ویا شاید هم اخرای سال،کم کم از هم جدا شدن.شاید برای کسی فرقی نمی کرد که چرا فلانی به اردوی اخر سال دوم نیومده و نیست.شاید همدیگرو کمی فراموش کرده بودنداما هیچ وقت دلشون نخواسته بود که سال سوم از هم جدابشن
وقتی به خودشون اومدن،فهمیدن از هم جدان و سه تا سه تا توی یه کلاس نشستن.شاید هیچ کدوم باور نکرده بودن.اونایی که باور داشتن روز اول رو به گریه گذروندن و کسانی هم که باور نداشتن ویا شاید خاطرات شیرین سال اول و دوم رو فراموش کرده بودن،راحت ویا شاید هم از درون ناراحت،سر جاهاشون نشستن.شاید بشه گفت بعد از جدایی فهمیدن چقدر برای هم عزیز بودن،چقدر هر کدوم دوست داشتنی مهربونن. سه ماه از سال سوم همشون گذشت ویکی شون مثل من ارزو کرد کاش همشون کنار هم نشسته بودن وبا هم بودن،نزدیک به هم.
تخم مرغ ها از 9 تا عزیز تشکیل شده بود که فقط فرزانه،هسنی،مهسا،فرحناز، مهدیه،یاسمین،هر دو عاطفه و من رو+یه عالمه مهر و وفا تو خودش جا داده بود.
(کاش هیچ گروهی از هم نپاشه،چه نخستین وچه دومین.)
Posted by hanifm at December 17, 2005 05:52 PM
Comments
زندگي پر از اين فرازو فرودهاست خيلي سخته ولي آدمو آبديده ميكنه تازه مطمئن باش اين دووري بي فايده نيست چون اگه از روو عادت ميخواستيد با هم باشيد حالا اوونائي كه تو دوستي ثابت قدمن ميمونن و اونائي كه سطحي بودن محو ميشن
Posted by: في في خرمگس at December 19, 2005 02:52 AM
موشي جونم سعي كن خيلي به اين جور موضوع ها خيلي فكر نكني چون بعدا برات مشكل بوجود مياره. توضيحات بيشتر را مي توني ازم حضوري سوال كني. شايد هم من براي همينه كه الان زياد حالم خوب نيست.
Posted by: farnoosh at December 21, 2005 01:40 AM
فکر کنم اسمت موشی باشه نمیدونم اخه باره اول که به وبلاگ خوشگلت میام
این مطلب رو که خوندم دقیقا یاد 5 خانواده افتادم که میشه گفت هر 5شنبه دوره هم جمع میشدند و تا صبح میگفتن میخندیدن صبحانشون رو با هم میخوردن و بعد میرفتن خانه هاشون انها توی شادی و غم شریک و رفیق هم بودند باور کن خیلی ها به این 5 خانواده حسادت کرند اما انها فقط کاره خودشون رو میکردن
ولی بلاخره زمان کاره خودش رو کرد و انها رو به اندازه فرسنگها از هم دور کرده
چیزی که 10ساله پیش به اون اگه فکرهم میکردند باورشون نمیشد و مثل جکهای ملانصردین از اون میخندیدن
حالا از او جمع حدودا 30 نفری 2 تا پسر خوب موندند که سالی شود شنبه به نوروزی کناره هم مینشنندو به یاده روزهای گذشته و به سلامتی تمام اعضای این جمع پیکهای مشروبشون رو سر میکشن
دوست داشتم نظرت رو در مورد این دوستان هم بدونم
من عقیده دارم هر چیزی تاریخ مصرفی داره
به نظر تو وقتی زندگی ادمها بلاخره یه روزی تموم میشه چطور میشه توقع داشت که روابط و دوستیهاشون ابدی باشه
Posted by: محمد at December 27, 2005 12:24 AM
vaghan daram misozam misozam ke chera donia enghad bivafas chera zendegim bayad mesle daro ... tarikh masraf dashte bashe zendegi ya behtar begam hamoon dostie khodemon ke ba delo jon pash vastade bodim baiad ye roz bekhatere chanta ashghale avazi tamom beshe emroz dige motmaen shodam ke ye tavile azon madrese behtare ma ke goz azab hichi az oon tavile nadidim ona yekio mikhan ke eine khar saresho bendaze paiino eyne gav dars bekhone kariam be karishon nadashte bashe
bye jigar
Posted by: mahsa at December 27, 2005 10:31 PM
vaghan daram misozam misozam ke chera donia enghad bivafas chera zendegim bayad mesle daro ... tarikh masraf dashte bashe zendegi ya behtar begam hamoon dostie khodemon ke ba delo jon pash vastade bodim baiad ye roz bekhatere chanta ashghale avazi tamom beshe emroz dige motmaen shodam ke ye tavile azon madrese behtare ma ke joz azab hichi az oon tavile nadidim ona yekio mikhan ke eine khar saresho bendaze paiino eyne gav dars bekhone kariam be karishon nadashte bashe
bye jigar
Posted by: mahsa at December 27, 2005 10:33 PM
lotfan dovomio bekhon avali ghalat emlaii dare
Posted by: mahsa at December 27, 2005 10:35 PM

