« میخوام بگم یه جفت گوش میخوام | صفحه اصلي | بی تو هرگز ،با تو عمری »
taravoshate zehniye yek DAPOORTI:
زمان،عمرم یا هر چیز دیگه میگذره و تو هر تیکه از این عمر و زندگی م ادمایی وارد میشن و بعضی ها هم خارج.و بعد از خروجشون(نه کاملا خروج،شاید دوریشون)خاطره هاشون می مونه.
نمی فهمم این کلمه ی"خاطره"چی داره که همیشه برای من دلتنگی میاره.
همیشه ،با دوستام که حرف میزنم و ازخاطره هامون با هم میگیم(حتی از اون خنده داراش)اخرش که دل گرفتگی دارم هیچ،فکر میکنم خیلی زود و الکی تمام وقتایی رو که می تونستم شاد شاد باشم و از با هم بودنمون لذت ببرم از دست دادم.
این فقط مختص دوستام و فرصتای از دست رفته ی دوران دوستیم نیست؛فکر میکنم در مورد فامیل و خانواده م هم هست.فکر میکنم چه قدر خر بودم که قدر ادمای رفته رو ندونستم.
و همین ادمای زنده که می ترسم...
میگن زندگی این دنیا پر درده و امتحان میشیم و عذاب میکشیم و باید سعی کنی که همیشه از این امتحانا سربلند بیرون بیای و صبر کنی ولی اخه یه امتحانایی خیلی سختن،سوالاتشون مثله این امتحانای استانی اسون و الکی نیست،جواب زیاد میخواد،وقت زیادی هم میخواد.تقلب و کمک هم میخواد.از اون امتحانایی که چشمت همش به اینور اونوره که ببینی کی تموم کرده و میتونی ازش کمک بگیری،ولی از شانست طرف که میخواد تقلب برسونه مراقب میاد بغلت و میگه خانم سرت تو برگه ی خودت.
یه چیزی 1:دیدی این تابستون نیومده رفت؟این شهریورم که همش اسم مدرسه تو گوش ادمه.فقط دو ماه راحتیم از دست این مدرسه.9 ماه هی بخون هی امتحان بده هی جواب بده هی سوال بپرس هی بفرستنت دنبال نخود سیاه، بعدش چی؟ فقط دو ماه استراحت کن.
Posted by Dedab at August 21, 2007 11:29 PM
Trackback Pings
TrackBack URL for this entry:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/276
Comments
یکی از قشنگ ترین نوشته هات بود.اگه بیشتر از این میشد و ادامه پیدا میکرد باز هم همه شو می خوندم.چون واقعا خوب نوشتی.
امیدوارم بیشتر از این تراوشات ذهنی داشته باشی و این تراوشاتت رو منتقل کنی به وبلاگت.
Posted by: م س ا ف ر at August 22, 2007 01:16 AM
سلام
فوق العاده قشنگ احساستو نوشتي!
Posted by: فرنوش at August 23, 2007 12:19 PM
خیلی ممنون.بعد از خوندن کامنت هاتون،به خودم شک کردم و 2-3 بار دیگه این پست روخوندم!
Posted by: از فریماه به" م س ا ف ر" و" فرنوش" at August 23, 2007 10:13 PM
سلام
عالي بود
منم حس و حالم مثل شماست آبجييييييييييييي جيگر طلا!
Posted by: فرنوش at August 24, 2007 10:53 AM
خب چه اشكال داره آدم براي يك پست خواهرش سه تا كامنت بذاره؟ : )
Posted by: فرنوش at August 24, 2007 10:56 AM
سلام
هي ديدي چي شد تابستون تموم شد مام بيرون نرفتيم
هي
به منم سر بزن
هي
به همه بگو سر بزنن
هي
باي باي
Posted by: مهسا at August 24, 2007 12:39 PM
خیلی خوبه که خیلی راحت میتونی احساساتتو بیان کنی ! با اینکه میدونی اعضاء خانوادت هم این بلاگ رو میخونن باز هم بی پروا احساساتت رو بیان میکنی ...
فریماه خانوم وبلاگتون چه در IE چه در FF فوق العاده بهم ریخته نمایش داده میشه ، یک فکر بکنید .
به امیدروزهای بهتر
شاد باشید ...
Posted by: UnderLine at August 25, 2007 09:32 PM
فریماه خانوم IE=Internet Explorer و FF=FireFox اگر با یکی از این مرورگر ها وبلاگتون را باز کنید متوجه میشید که مشکلات کجاها هستند و پیشنهاد میکنم بیشتر با FF کار کنید .
Posted by: UnderLine at August 26, 2007 01:29 AM

