« March 2006 | صفحه اصلي | May 2006 »
April 30, 2006
سلام
*مامان بالاخره پا ش رو هفته ی پیش عمل کرد.(_به سلامتی!)
*کلاس های تیز هوشان(که دومین مطلب وبلاگم مربوط به اونا بود)تموم شدند.(_اخی!)
*روز پنجشنبه به همراه معاون مهربان!به خونه برگشتم و جالب اینجاس که کرایه ی من رو هم داد!(همش میگید این معاون عزیز بده،خشنه،عصبیه،وحشیه و...بچه!خجالت بکش پول اژانست رو هم داده!)
*فکر کن سر زنگ زبان، (به اتفاق دوستان) بگید:الهی این مدرسه رو سر صاحبش خراب بشه!بعد بفهمید که پدر دبیر زبان(جیگر!)یه جورایی به این مدرسه مربوطه!
*(حدود یک ماهه پیش یه مطلب در مورد یکی از دوستام نوشته بودم:که فکر می کردم اون جاسوسه و اخبار ما رو اون میده که البته اشتباه کرده بودم و به خاطره یه دوست دیگه سریعا برداشتمش.)دیروز گفتم :نکنه همون کسی که جاسوسه ،چیزهایی که اینجا می نویسم رو لو میده؟؟؟!!!
*از همین جا به دوست عزیزی که اخبار درونی رو(به خاطره اینکه خیلی خیلی دوستمون داره!!!!)به مدیر(زه-ه جون !)ومعاون عزیز(فر-با جون!)میگه،می گم:نگو!(_اه فریماه!چه حرف کوبنده ای!اونم دیگه نمی گه؟!)
نکته:
معاون مهربان هر گونه ارتباط با جاسوس مهربان تر را انکار می کنه!
دبیر زبان واقعا جیگره!(_بله !مخصوصا وقت هایی که میگه این فریماه چه دختره خوبیه!)
معرفی یک جیگر دیگر:معلمه ،دبیره،عشقه،اکسیژنه؛خانم کیا!(دس دس دس دست!)
راهنمایی برای یافت:
1-نام مدیر:الان ظهره؟؟؟!!!!!
2-نام معاون عزیز تر از جان:بابا!من فریبا نیستم!من فریماه هستم!
Posted by farimah at 07:54 PM | Comments (4)
April 15, 2006
اخرین جشن برای...
امروز اخرین جشن بود.
سال دیگه این موقع،نه من در این مدرسه هستم و نه دوستان گل شیعه ی عترتی سوم.(البته به شرط اینکه تجدید نشیم!)
سال دیگه این موقع:دومی ها اومدن سوم،اولی ها اومدن دوم و پنجم دبستانی ها هم اومدن اول!
سال دیگه این موقع احتمالا ناظم مهربان به دلایلی خاص نمی ایند مدرسه!!!!!
(مطالب غم انگیز و گریه دار و چیز هایی که دراین مدرسه یاد گرفتم رو می ذارم(زارم) برای اواسط اردیبهشت)
((((((((اخرش من نفهمیدم می ذارن و سپاسگذارم رو با کدوم اینا می نویسن:(ز)،(ذ))))))))
Posted by hanifm at 04:53 PM | Comments (4)
در دل مانده
مربوط به سه شنبه 22/1/85:
به اطلاع خوانندگان عزیز می رسانم که :
من ،پپری+دو پسر خاله در فیلم "علی سنتوری" به عنوان مهمان بازی نمودیم.
اگر اون قسمت هایی که ما بودیم رو حذف نکردن ،در اکران عمومی ما رو ببینید!
نکته:
دو ساعت بعد از اینکه ما از اونجا اومدیم،من رفتم مدرسه!(همه بهم گفتن که چرا رفتم؟اما...فدای علم!)
یه کسا نی رو هم از نزدیک دیدیم!!!
مانند بید هم در کاخ نیاوران لرزیدیم!!!
Posted by hanifm at 04:35 PM | Comments (1)
April 12, 2006
پایان
کتاب زبان:تمام
کتاب تاریخ:تمام
کتاب جغرافی:تمام
کتاب اجتماعی :تمام
کتاب قران:تمام
کتاب عربی:تمام
سال تحصیلی:هنوز تمام نشده.
Posted by hanifm at 04:09 PM | Comments (3)
April 08, 2006
امروز
امروز یکی از دوستان من(فرزانه)با دو تا از دوستان گلفام دوست شد.(دو تا از دوستان گلفام با یکی از دوستان من دوست شدند!)چه جالب!
(البته عاطفه_م با این موضوع 100%مخالفه)
این اتفاق هر سال می افته.
یعنی یکی از دوستای من با یکی از دوستای کسی که من باهاش دوست شدم،دوست میشه!مثال(سال پیش):
یاسمین +سعیده!!!!****محیا+مهسا
(یه کمک به دوستان گل شیعه ی عترتی:اگر اسم دوم را به خاطر نمی اورید،به جای اسم (مهسا)فامیلی(محبوبی) را جایگزین کرده و دوباره بیندیشید!)
------------------------------------------------------------------
حکایت:
نقل می کنند:
روزی روزگاری یک دانش اموز از فرزند معاون(مهربان!)می پرسد:ای محمد امین!تو در خانه به مامانت چی می گی؟محمد امین پاسخ می دهد: مامان.دانش اموز دوباره می پرسد:بابات در خانه به مامانت چی می گه؟محمد امین پاسخ می دهد:عزیزم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Posted by hanifm at 07:25 PM | Comments (7)
April 04, 2006
گزیده هایی از تحقیق کامپیوتر
اگر مایلید کسی شما را دوست بدارد،به چیز هایی که مورد علاقه ی اوست اظهار علاقه کنید،راه تعریف و تمجید را در پیش بگیرید و با او موافق باشید.
اگر کسی ما را دوست بدارد وقتی با ما تفاوت داشته باشد او را بیشتر دوست خواهیم داشت.
شما همواره کسی را که دوست می دارید می ازارید.
اگر مردم با چیزی سخت در گیر باشند به مخالفی که بعدا تغییر عقیده داده و به موضع انها بگرود علاقه مند تر می شوند تا به کسی که از اول با انان هم عقیده بوده است.
Posted by hanifm at 07:59 PM | Comments (5)
April 01, 2006
دو روز دیگه...
دو روز دیگه می ریم مدرسه
دو روزدیگه با حافظه ای که عاری از هر گونه درسه می رم(می ریم)مدرسه.
دو روز دیگه با دستانی پر می رم(می ریم)مدرسه.
دو روز دیگه با یه پیک 20 صفحه ای+130 سوال ریاضی حل شده (نصفه نیمه)+84 سوال علوم +یه هویج و یه فلفل دلمه ای برای کلاس سفره ارایی +وسایل کلاس سفره ارایی +دفتر کلاس تیز هوشان+پولیش برای عروسک سازی حرفه می رم مدرسه.
دو روز دیگه ناظم مهربون رو میبینم(می بینیم)
دو روز دیگه…
نکته:(از مهسا خاله به خاطر اینکه دفتر الگو های عروسک سازی اش رو برای دو روز دیگه به من داد سپاسگزارم(سپاسگذارم!))
Posted by hanifm at 06:28 PM | Comments (1)

