« خدايا من يكي غلط كردم گفتم مي خوام بيام اين دنيا. | صفحه اول نامه‌ها | یک شب در بغل فرشته مرگ »

۷ آذر


مرتضي مميز

مامانم زنگ مي زنه مي گه امروز بياد اينجا. از ساكتي خونه مي فهمم كه فرهنگ خونه نيست. ميپرسم كجاست؟ مامانم ميگه با داش فري، رفته اند مراسم مرتضي مميز.
چند روز پيش كه مامان گفت مرتضي مميز مرده،‌ خشكم زد،‌ خيلي ناراحت شدم و گريه كردم.
توي اين چند وقته خيلي از نامدارها و پيشكسوت ها فوت شده اند. افسوس و صد افسوس كه ديگه تكرار نمي شند!
مامانم هم داره مي ره خونه پدريشون،‌ ميراثهاشونو بفروشن و بعدش هم اون خونه پدربزرگ را كه خاطرات زيادي ازش داريمو خراب كنند و بسازند.

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/29

لینک «مامان فی فی» رو اشتباه گذاشتید. یعنی اشتباه که نه ؛ لینک قدیمی رو گذاشتید.

ارسال شده توسط: Mohammad در November 28, 2005 07:17 PM

سلام
خونه چی شد؟

ارسال شده توسط: پرتقال در November 28, 2005 10:43 PM

خیلی دردناکه، وحشتناک...

ارسال شده توسط: فواد در November 28, 2005 10:57 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)