« پيشنهاد | صفحه اول نامه‌ها | خپل صدادار »

۷ اسفند


من اومدم( فرنوش گلدي) .با ز م من اومدم كه بنويسم

*توي اين چند روز كه وبلاگم بستري بود خيلي از حرفها توي دلم مونده كه ان شاءالله تكه تكه مي نويسمشون.
*راستي توي اين چند روز هر كسي كه توي ياهو مسنجر آن بود،‌ مغزشو ميخوردم. خب چيكار كنم من اگر حرف نزنم و ننويسم كه بايد بميرم!
*خونمون تبديل شده به يه كريستال فروشي! آقا جان تورو به خدا ميايد خونه ما كادو نياريد،‌ بابا 75 متر شده انباري كريستال! پس فردا ماليات بهمون ميبندند.با تشكر!
*اگه كسي به كار واردات آشنايي داره،‌ مي خرمش! جدي ميگم احتياج مبرم به يك مشاور واردات دارم! البته مي خرمش درست نيست، مي خوامش درسته!!!!!!!!
*امروز بايد 73 كيلو ميشدم كه شدم.نمي دونم اين كاهش چشمگير وزن به خاطر اين بي وبلاگي بوده يا .... خلاصه علتش هر چي كه بوده اين نحيف خان( كه اين جا هم طرفداراي زيادي داره،‌از پرتقال گرفته تا دانش آموز و .....) شرط رو باخته! واي جونمي جون!!! از خودم حال كردم!!!
*امروز عمه گوگولي مامانم سكته كرده، انشاءالله كه حالش خوب بشه. اين عمه مامانمو واقعا دوست دارم از آن آدمهاي نازنين روزگاره كه بايد لپهاشو بكشي. هميشه خندون و مهربون. اميدوارم كه حالش خوب بشه

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/78

سلام اگه کریستال زیادی داری بیار من بذارم رو جهزیه ام . ثواب داره ( چشمک ) مرسی همیشه بهم سر میزنی .....

ارسال شده توسط: ری را در February 27, 2006 10:24 AM

بازگشت حسود ( حسود 2 ) (;
حالا ما یه بار طرف حنیف مظلوم(نما) رو گرفتیما D:

ارسال شده توسط: پرتقال در February 27, 2006 09:41 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)