« خوب، بد | صفحه اول نامهها | نامه 3 »
۲۷ خرداد
جووووووون دوست دختر خوشگلت یه کمکی کن!!!
بله را که گفت از چاله افتاد توی چاه شاید هم از یک چاه به یک چاه دیگه نقل مکان کرد. وقتی که خواستگار اومد خیلی خیلی خوشحال بود شاید هم نه، البته فرقی نمیکرد چون اون باید شوهر میکرد به نظرش یک مرد راشیتیسمی اونقدر هم بد نیومد شاید هم اومد ولی باید باید باید باید ازدواج میکرد.
از وقتی که یتیم شده بود مهمون عمه خانومش بود.
این عمه خانوم یک شوهر داشت که خیلی خیلی خیلی مهربون بود و البته کلی حس مردانه در وجودش وول وول می خورد و برای اینکه این حس مردانه اش خدای نکرده به هدر نرود تصمیم گرفت که دختر یتیم را از یتیمی در بیاره و هم ثوابی بکنه و هم حالی به حولی!!!
خلاصه هر روز جیگر عمه خانوم توی چرخگوشت چرخ میشد تا اینکه بلاخره منجی زنگ در را زد و با گل و شیرینی آمدند و دختر را بردند.
هر روز شوهرشو میبره تا محل کارش و بعد از دو ساعتی که شوهر کارهای تایپ یک شرکت را میکنه، برش میگردونه خونه.
مادر نحیف میگفت دختر قبلا تحت پوشش موسسه یاس منگولا( موسسه حمایت از زنان بد سرپرست و بی سرپرست که مادر نحیف هم جزو هیات موسس اش است و البته اسمش اصلی اش یاس است) بوده و حالا آمده که باردار است و هیچ چیزی برای سیسمونی بچه اش نتونسته تهیه کنه و مادر شوهرش هم به جای اینکه کمکش کنه میگه که هر وقت که زاییدی من با یکدست لباس میام بیمارستان( واقعا که بعضی از این مادرشوهرها دست حاتم طایی (تایی) را از پشت بسته اند). برای همین رو انداخته به موسسه یاس که قبلا ازش حمایت کرده اند ولی این موسسه کمکی به نام سیسمونی نداره و حالا مادر شوهر من دوره افتاده که کمک جمع کنه تا بلکه خرت و پرت برای دختر این دختر یتیم جمع بشه. اگر دوست داشتید و یک کمی هم پول داشتید یا اینکه جنسی داشتید که فکر میکنید به درد دختر هنوز به دنیا نیومده می خوره اجرتون با امام حسین یک ایمیلی به farnooshmoayeri@gmail.com بزنید، البته این را هم بگم که هیچ کس را توی معذوریت نمی خوام بندازم اگر هم کمک مالی و جنسی نمیتونید بکنید آدرس جاهایی که میشه مایحتاج یک نی نی گولو را با قیمت مناسب تهیه کرد بفرمایید . باتشکر.
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/107
این واقعی بود؟
من هنوز دلم برای اون کرم ها می سوزه .اگه میشه کمک های من به اونا برسه.
خوب شد شما مثل آقا حنیف به سمت سیاست نرفتید وگرنه زندگی سیاستمداران را به هم می ریختید وکارتان مثل من
به زندان می کشید.
در ضمن من آزاد شدم و چیزکی نوشتم.
ارسال شده توسط: م س ا ف ر در June 18, 2006 03:12 AM
فقط طول و عرض چاله ها فرق می کنه وگرنه....برات ایمیل می زنم
ارسال شده توسط: sadaf در June 18, 2006 11:31 AM
سلام دوباره
ممنونم که به مسافر هم سری زدید.
اول اینکه من نمی تونم بگم ن ح ی ف.
چون تعلق خاطر خاصی به ایشان دارم.شما می توانید در تمام پست های ایشان کامنت های مرا ببینیید.ولی نه با نام مسافر.با نام واقعی خودم.
دوم هم اینکه یکی از اهداف من از بکار بردن نام مسافر عدم تشخیص برخی از دوستان در جنسیت آن است.
هرچند شاید چندان هم سخت نباشد ولی در پست بعدی یه نظرسنجی راه میندازم که بقیه چی فکر می کنن.
فعلا مرخصیم.
زندان هم استعاره ای بود از مشکلات درونی.
ارسال شده توسط: م س ا ف ر در June 18, 2006 04:33 PM
والا دست ما که کوتاهه اما کاش کار با قرص پیشگیری و ... را هم همراه سیسمونی بهش یاد بدهید تا مبادا به این کم بضاعتی و مریضی چند بچه دیگر هم اضافه شوند.
ارسال شده توسط: Anar در June 21, 2006 05:03 AM
فرنوش جانم... ببخش كه نيستم... من چند كار را همزمان نمي توانم بكنم... فعلا مشغول فكر كردن هستم. بنابراين دستم به نوشتن نمي رود. راجع به فكرم هم نمي توانم بنويسم. قول مي دهم كه زود برگردم.
ارسال شده توسط: باد صبا در June 22, 2006 11:59 PM
راستش من نمي دونم سيسموني به چي ميگن! (شايد زيادي خنگم!)(نخند)
ارسال شده توسط: ماني در June 23, 2006 04:17 AM
بذار ببینم توی وسایلم چی پیدا می شه واسه نی نی گولوی مامانی.
ارسال شده توسط: نیمفادورا در June 24, 2006 06:06 PM
سلام سلام...خوشحال ميشم به وبلاگ من هم سر بزنين
ارسال شده توسط: saeed در June 24, 2006 07:12 PM
- ajr ba khodast na ba imam hosin
ارسال شده توسط: reza در July 1, 2006 08:06 AM
خیلی خوب بود موفق باشین .اگه کمکی خاستین من هستم می تمنم کمکتون کنم
ارسال شده توسط: حامد در July 13, 2006 02:23 AM
doset daram
ارسال شده توسط: وحيد در July 26, 2006 01:08 AM
منم كمي حالم گرفته شد ولي قشنگ بود ممنون
ارسال شده توسط: فريد در July 29, 2006 06:18 PM
مطالبات ساده بی ریا ودلنشین است
امیدوارم خودت هم دلنشین باشی
ارسال شده توسط: همایون در August 22, 2006 05:07 AM
doroste nakhondamesh hala
valy ro manam hesab konid
mamnonam
ارسال شده توسط: belfy در December 18, 2006 11:31 PM