« تولد يك پري! | صفحه اول نامهها | اگر همدلی، برای سه فرشته دعا کن! »
۱ شهریور
وقیحانه!
کلی وبلاگ باز کردی که بخونیشون بعد می بینی یکی از «گوگل تاک» می خواد با نحیف چت کنه و تو برای اینکه نمیشناسیش و ممکنه که فکر کنه که نحیف داره بهش بی محلی میکنه بهش میگی که فرنوشی و اون هم در جوابت می گه: خواهرشی؟
منم میگم: نه
اون: پس اونوقت چی؟
من میگم: همسرشم.
اون: از آیدیش خارج بشید!!!
من توی دلم: (مرتیکه تو اصلا کی هستی که می خوای بهم بگی که چیکار کنم یا نکنم! بعضی ها وقاحت را به حد اعلی رسانده اند.).
من میگم: نحیف همیشه آی دی هایش باز است و ما با هم از این حرفها نداریم.
اون: سلام
اون: اگر نحیف اینطوری نبود که نحیف نبود!
من توی دلم: دو کلمه هم از زبون مادر شوهر!
• به نظرم این پسره یا شاید هم بابا بزرگه از اونهایی بود که گندکاری زیادی داره و میترسه که ....!
• خلاصه که تونست اعصابمو سگی کنه و تمام وبلاگهایی که باز کرده بودم که بخونم را ببندم و این پست را بگذارم!
لينكها به اين نامه
آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/136
غلط كرده هر كي با خواهر جون من اين جوري حرف زده اسمش رو بده جنازه تحويل بگير
ارسال شده توسط: احسان در August 23, 2006 01:47 AM
اون تیکه از آیدیش خارج بشیدش خیلی باحال بود!
ارسال شده توسط: امیر در August 23, 2006 09:10 AM
سلام . خب من جای شما بودم حرس ش رو در می یاوردم تا یکمی روش کم شه . راستی از اون خانومه که می خواست یه نی نی به دنیا بیاره چه خبر . حالش خوبه .
ارسال شده توسط: ساناز در August 23, 2006 01:09 PM
vali ie chizi behesh migofti jilizesh darmiomad , khili mohtaramane bahash raftar kardi
ارسال شده توسط: nasim در August 23, 2006 10:21 PM