« نامه | صفحه اول نامه‌ها | عروسي كردن = بهاي بزرگ شدن؟ »

۲۳ شهریور


ميدوني اعتياد دست تنبلي را از پشت ميبنده!
ميام كه به ميز كامپيوتر و كامپيوتر صفا بدم كه نا خواسته!! ميشينم پشت ميز و ميرم به كامنتهام و وبلاگها سر ميزنم و اصلا نميتونم يك لحظه دستمالي كه حاوي پاك كننده چند منظوره است را از كنار چشمم كنار بذارم و در نتيجه چشمهام ميسوزه.
يك جورايي معتاد اينترنت و وبلاگ خواني شده ام.
به نظرم البته يك جورايي خوبه چون توي اين دنيايي كه كسي وقت گوش كردن به حرف و درد دل ديگري را نداره باز هم اين ارتباط اعتياد آور باعث نزديكي آدمها ميشه.
اين هم از افاضات امروزم

لينك‌ها به اين نامه

آدرس اين نامه:
http://moayeri.ir/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/149

خیالی نیست!! ما هم معتادیم!!! خوبه که آدم در اعتیاد پایه داشته باشده!!

ارسال شده توسط: طه در September 14, 2006 01:44 PM

سلام .
رجوع شود به كامنت 1 :دي

ارسال شده توسط: ساناز در September 14, 2006 03:48 PM

اگه كسي هم باشه كه وقت درد و دل گوش كردن را داشته باشد اون كس هست كه درد و دل نمي كنه

ارسال شده توسط: احسان در September 14, 2006 06:17 PM

سلام دوست عزیز
خوبی؟
خیلی هم خوبه چون غیر ممکنه ادم چیزی بخونه و چیزی یاد نگیره

خوشحال میشم به من هم سر بزنی. منتظر حضور سبزت هستم.
آپ بعدی من در باب عشق و حسادت خواهد بود.

لحظات شاد و پرسروری را توام با سلامتی برایتان آرزومندم.

عشق و حسادت
" از بين تمام شورها، عشق از همه خشن تر است و از بين معجون هاي تلخي كه اين عشق ماليخوليا درست مي كند، اين حسادت لعنتي از همه قوي تر است و با آن نشانه هاي اعجاب آوري كه دارد و توليد مي كند، واضح و آشكار است."

حسادت دژ عشق يا سپر دفاعي عشق است.
حسادت يك سازگاري تكاملي است، بخشي از ديوانگي ضروري عشق است.

[گل][گل][گل]

ارسال شده توسط: حمید در September 14, 2006 08:50 PM

سلام فرنوش خانم
يك ماهي مي شه كه من هم معتاد شدم.اگه خيلي به درد دل علاقه داري مي توني به وبلاگ من هم سر بزني.

ارسال شده توسط: سارا در September 16, 2006 05:18 PM

لامصب این اینتر نت اعتیادش خوب شدنی نیست اصلا". یا لااقل من راه حلی برا درمونش سراغ ندارم!شبا آدم خواب وبلاگ میبینه.

ارسال شده توسط: امیر در September 17, 2006 01:23 PM

اميدوارم روزهاي مجازي به پايان نرسد...امين

ارسال شده توسط: sadaf در September 17, 2006 04:16 PM

به خاطر همين اعتياد چون كه ديدم بنيان خانواده در خطره فعلا توي مركز ترك اعتياد تضميني بستري هستم.

ارسال شده توسط: مرغ دريايي در September 18, 2006 08:29 PM

ارسال نظر





مرا به خاطر بسپار؟

(you may use HTML tags for style)