« November 2006 | صفحه اول نامه‌ها

December 25, 2006

بازي شب يلدا!!!!!
1- تا سوم دبستان رسما شب ادراري داشتم. البته نحيف معتقده كه مثانه ام مشكل داره!!!!
2- از رقصيدن،‌ دوچرخه سواري،‌ كتاب خوندن،‌ آشپزي كردن وسر به سر نحيف گذاشتن به شدت لذت ميبرم!
3- يكي از بزرگترين آرزوهام داشتن يك پمپ بنزينه!
4- حال و هواي جمعي را اگر نداشته باشم حتما سر درد ميگيرم.
5- به شدت وابسته خانواده هستم و از صميم قلب دوستشون دارم.
مامانم،‌ فريماه،‌ مهسا،‌ پرستو وندا را به اين بازي دعوت ميكنم.

| نامه‌هاي شما(0) | لينك‌ها به اين نامه

سلام!

*دلم براي اين جا تنگ شده.
*چند هفته پيش رفتم و ني ني گولو را ديدم. دختر با مزه اي بود انشاء الله دفعه بعد كه با مادر نحيف برم به ديدنش،‌ حتما ازش عكس مي گيرم و ميدارم توي وبلاگم.( البته اگه يادم نره كه براي ني ني گولو كادوي متولد شدنش را بخرم!)
*شب چله اي هم تولد نحيف بود هم تولد روز و هم پا گشاي دختر خاله نحيف ( خدا را شكر كه بالاخره اين دختر خاله سر و سامان گرفت)
*از مرگ ناصر عبدالهي هم خيلي ناراحت شدم،‌ دلم براي اون چهارتا بچه و زنش ميسوزه. چيزهاي زيادي در موردش مي گن ولي من توجهي به اين چيزها ندارم چون واقعا صداش را دوست داشتم. خدا بيامرزدش!
*....

| نامه‌هاي شما(0) | لينك‌ها به اين نامه

December 04, 2006

گيلگمش

« گيلگمش،‌ به كجا مي روي؟

حياتي را كه جستجو مي كني نخواهي يافت.

زيرا هنگامي كه خدايان انسان را آفريدند

مرگ را به انسان اختصاص دادند

و زندگي را در كف خود گرفتند.

تو، اي گيلگمش،‌بگذار شكمت سير باشد.

شب و روز شادمانه باش.

هر روز را روز سرخوشي ات كن.

شب و روز را به پايكوبي و بازي بگذران.

بگذار جامه ات پاكيزه باشد.

سرت را بشويند، ‌تنت را در آب شستشو دهند.

كودكي را كه دستت را مي گيرد عزيز دار

و بگذار همسرت د رآغوشت شادماني كند

اين است سرنوشت بشر!»

| نامه‌هاي شما(5) | لينك‌ها به اين نامه